کاتالوگ ۷ - نقاشی کلاژ

سعید مجاوری ۱۹۹۶ تا ۲۰۱۶ مجموعه اول و دوم

قسمت اول

قسمت دوم

با همسرم یک روز در بازار کهنه فروشی و سمساری برلین قدم میزدیم به تابلویی بر خوردیم از یک نقاش آماتور که زیر باران افتاده بود از پارگی میانه آن آب بیرون میریخت و در لایه چارچوب آن انکبوتی تار تنیده بود. همسرم گفت  می‌‌بینی‌؟ آیا کارهای  ما هم یک روز از اینجا سر در می‌‌آورند؟ گفتم به نظر من این تابلو مثل سربازی است که در جنگ به زمین افتاده شاید زنده است میشود  اوه  را نجات داد؟! آن تابلو را که پرده عادی و معمولی‌ بود یک یورو خریدیم و به خانه بردیم. من از سالها قبل شروع کرده بودم به کار ترکیب بوم‌های مختلف باهم یا عکس‌هایم  باهم این تابلو را در کنار کار‌های دیگرم قرار دادم و ایده اولیه این کاتالوگ بعد سالها  جستجو جرقه خورد  به این ترتیب که برای ترمیم این تابلو تکه ئی بر آن مثل زخم چسباندم اما کار ساز نبود رویش با رنگ روغن و اکرلیک کار کردم بعد این‌که با گران‌ترین زمینه  که داشتیم سفیدش کردیم اما بدلیل رطوبت میریخت پایین. مثل سربازی که خونش را عوض کرده باشند تا زنده بماند اما قلبش کار نمیکرد بعد به این فکر افتادم که لباسهای قدیمی من را که از دوران انقلاب و جنگ داشتم و برایم کوچک شده بود  بر آن بچسبانم حتی لباسی را که همسرم برای خودش در دوران مدرسه خودش دوخته بود بر آن چسباندیم بعد زمینه را سفید کردیم و با پودر‌های پیگمنت و اکرلیک دوباره بر آن کار کردیم همین طور تمام تابلو هائی که در طی این سالها کار کرده بودم و نا تمام مانده بودند ناگهان به این شیوه به پایان کار نزدیک شدند.کمی‌ پودر طلا و برنز هم به آن اضافه شد چون این رنگ‌ها جنبه تاریخی ی آن را برای ما جذاب تر میکرد مثل مجسمه‌های برنز تاریخی. از این گذشته من از کشوری تاریخی می‌‌آمدم با داستانهای هزارویک شب و قهرمانان نامی که زندگی‌ خود را برای آرمانهای خویش  فدا کرده بودند . از طرفی هم دیدن لباس‌های روی بوم مرا به یاد دورانی می‌‌انداخت که در دانشگاه تاریخ هنر درس می‌‌دادم هر کدام از این آثار مرا بیاد بزرگانی می‌‌انداخت که دیگر در بین ما نبودند  و جایشان خیلی خالی بود در یکی‌  مصدق را میدیدم و در دیگری کسروی و هدایت را یکی‌ امیر کبیر بود و دیگری حسنک وزیر یکی‌ فردوسی بود  و دیگری حافظ و سعدی  . بدین ترتیب بود که این مجموعه " حماسه داد " شکل گرفت بوم‌هایم نامگذاری شدند و مجموعه ئی پدید آمد که حقیقتا میتوان " پاپ آرت " نام نهاد بدون آنکه کیچ و سطحی باشد . کاری که  از سالها قبل زمینه چینی کرده بودم اما نا تمام بود . 

Kommentare

Es sind noch keine Einträge vorhanden.
Bitte geben Sie den Code ein
* Pflichtfelder